به گزارش خبرآنلاین، آمار مربوط به سهم پایین دهکهای کمدرآمد از دانشگاههای دولتی، تنها یک بحث آماری نیست؛ در میان مخاطبان خبرآنلاین نیز واکنشها به این موضوع نشان میدهد که بسیاری، نابرابری آموزشی را نتیجه مجموعهای از مشکلات میدانند که از سالهای مدرسه آغاز میشود و تا دانشگاه ادامه پیدا میکند.
علیاصغر سعیدی، جامعهشناس اقتصادی، در گفتوگو با خبرآنلاین تأکید کرده بود که نابرابری آموزشی را نمیتوان فقط به کنکور نسبت داد و عواملی مانند کیفیت مدرسه، دسترسی به منابع آموزشی، آموزش خصوصی، وضعیت اقتصادی و سرمایه فرهنگی خانوادهها در این روند نقش دارند. به گفته او، فقر میتواند بسیار پیش از رسیدن دانشآموز به مرحله کنکور، فرصتهای آموزشی او را محدود کند.
«خیلی سخت است، اما اگر از یک سری هزینهها بزنید میشود»
با این حال، همه مخاطبان نگاه یکسانی به این مسئله نداشتند. یکی از مخاطبان ضمن تأیید بالا بودن هزینههای آموزش، نسبت به ایجاد ناامیدی هشدار داد و نوشت خانوادههای فقیری را میشناسد که سالها از بسیاری از هزینههای زندگی و حتی سفر و خرید لباس صرفنظر کردهاند تا فرزندشان بتواند کتاب و امکانات آموزشی تهیه کند و درس بخواند.
در مقابل، برخی مخاطبان تصویری بسیار بدبینانهتر از وضعیت موجود ارائه کردند. «رامین» با اشاره به فقر و مشکلات اقتصادی نوشت: «ماشالله تو بدبختی و فقر و فلاکت و ….تو دنیا اولیم.»
گلایهها از مدرسه، پیش از دانشگاه
بخش دیگری از کامنتها نشان میداد که برخی مخاطبان اساساً مسئله را از دانشگاه مهمتر و ریشهایتر میدانند. یکی از آنها با اشاره به هزینههایی که برای ثبتنام مدارس مطرح میشود، مدعی شد در مواردی از خانوادهها مبالغ سنگینی به عنوان کمک به مدرسه مطالبه میشود و همین مسئله میتواند دانشآموزان را از ادامه مسیر آموزشی دلسرد کند.
مخاطب دیگری اما در واکنش به این نوع تجربهها تأکید کرد که به جای صرفاً گلایهکردن، باید از مسیرهای قانونی شکایت کرد و نسبت به حقوق شهروندی آگاهی بیشتری داشت. او تجربه شخصی خود درباره هزینههای درمان کودک را مثال زد و گفت بعدها متوجه شده در برخی موارد امکان استفاده از خدمات رایگان وجود داشته است.
از کلاس کنکور تا سهمیهها؛ متهمان نابرابری از نگاه مخاطبان
«ایران» یکی از مخاطبانی بود که ریشه مشکل را در گسترش بازار آموزش کنکور میدید. او با اشاره به مؤسسات و کلاسهای کنکور معتقد بود تا زمانی که این بازار قدرت زیادی داشته باشد، وضعیت نابرابری ادامه خواهد داشت. به اعتقاد او، در گذشته حتی در شرایط جنگ نیز استعدادهایی بدون برخورداری از امکانات مالی وارد دانشگاه و رشتههای مختلف میشدند، اما امروز ممکن است دانشآموزان مستعدی به دلیل وضعیت اقتصادی از رقابت عقب بمانند.
یکی دیگر از مخاطبان نیز مسئله سهمیهها را مطرح کرد و خواستار حذف آنها در کنکور شد و تأکید کرد نباید میان مردم درجه یک، دو و سه وجود داشته باشد.
فقر فقط پول کلاس و کتاب نیست
«الهام» نیز از زاویه دیگری به موضوع نگاه کرد و نوشت مسئله فقط آموزش نیست؛ خانواده فقیر ممکن است با مشکلات تغذیهای نیز مواجه باشد و کودکی که به اندازه کافی غذا نمیخورد، چگونه میتواند بهخوبی درس بخواند؟
در میان کامنتها همچنین نگاههای تندتری نسبت به مفهوم عدالت آموزشی دیده میشد. یکی از مخاطبان نوشت: «فقط شعار برابری میدهند»، و معتقد بود اگر برابری واقعی برقرار شود، فرزندان خانوادههای برخوردار نیز دیگر نمیتوانند از امکانات آموزشی ویژه استفاده کنند.
«حسین» نیز در کامنتی کوتاه نوشت: «چیزی به نام عدالت وجود ندارد و متأسفانه امروزه همه چیز با قدرت پول جلو میرود.»
این نگاه در کامنت پایانی نیز با لحنی تلختر تکرار شده است: «زنده باد پول… اینجا ایران است. سرزمین بیعدالتی.»
در مجموع، کامنتهای مخاطبان نشان میدهد بحث درباره سهم دهکهای اقتصادی از دانشگاههای دولتی برای بسیاری از مردم فراتر از کنکور و پذیرش دانشگاه است؛ از هزینه کتاب و کلاس گرفته تا کیفیت مدارس، تغذیه دانشآموزان، توان اقتصادی خانوادهها و حتی آگاهی از حقوق قانونی، مجموعهای از دغدغهها در نظرات مخاطبان دیده میشود.
متن کامل گفتوگو و نظرات بیشتر را اینجا بخوانید.
۲۳۳۲۳۳

