پایان یکه‌تازی چین در بازار فولاد؟

به گزارش آهن آنلاین؛ آمارهای سال ۲۰۲۵ از عقب‌نشینی تولید فولاد خام جهان حکایت دارد؛ تولید این محصول به ۱.۸۴۹ میلیارد تن رسید و میانگین رشد سالانه صنعت فولاد در بازه ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ برای نخستین بار طی ربع قرن اخیر به منفی ۰.۴ درصد کاهش یافت. پس از بیش از دو دهه که «رشد چین» تنها روایت مسلط فولاد جهان بود، اکنون آمارهای انجمن جهانی فولاد تصویر تازه‌ای پیش‌روی گذاشته است. کشوری که روزگاری موتور تقاضای این صنعت بود، در سال ۲۰۲۵ با تولید ۹۶۰.۸ میلیون تن به زیر مرز روانی یک میلیارد تن بازگشته است. نکته تعیین‌کننده اما در سمت تقاضاست؛ مصرف ظاهری فولاد چین در چهار سال با از دست دادن ۱۵۸ میلیون تن، از ۹۵۴ به ۷۹۶ میلیون تن سقوط کرده و بحران ساختاری بخش املاک، مدل توسعه این کشور را به همراه خود تغییر داده است. 

رکورد صادرات چین؛ آغاز فصل تازه در بازار فولاد

حاصل این شکاف بین تولید و مصرف، بزرگ‌ترین موج صادراتی تاریخ صنعت است؛ چین در سال ۲۰۲۵ معادل ۷۳۳.۶ میلیون تن فولاد صادر کرده، رقمی که به‌تنهایی از مجموع تولید سالانه آلمان، ترکیه و برزیل هم فراتر می‌رود. این موج، زنجیره جهانی قیمت را از بیلت و اسلب تا محصولات تخت تحت‌فشار قرار داده و فولادسازان در هر چهار قاره را با قراضه حاشیه سود مواجه کرده است. در چنین جهانی، شاخص‌های قدیمی صنعت چندان گویای آینده نیستند؛ فولاد امروز بر مبنای «تن منهای کربن به‌علاوه دسترسی به بازار» قیمت‌گذاری می‌شود و آنچه اکنون رخ می‌دهد را باید گذار از یک دوران به دوران دیگر نامید.

خاورمیانه، آزمایشگاه فولاد سبز جهان

در جهانی که بازار فولاد در حال انقباض است، خاورمیانه خلاف جهت جریان حرکت می‌کند. مصرف ظاهری فولاد منطقه طی چهار سال گذشته حدود ۲۰ درصد رشد کرده و از ۵۱.۶ به ۶۱.۸ میلیون تن رسیده است؛ در همین دوره، تولید فولاد نیز با عبور از ۵۷ میلیون تن به رکوردهای قابل‌توجهی دست یافته است. این رشد تقاضا و توسعه ظرفیت‌های تولید، در کنار عوامل اقتصادی مانند هزینه انرژی، نرخ ارز و شرایط صادرات، از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر قیمت آهن در بازار منطقه به‌شمار می‌روند.

ترکیب بازار منطقه نیز یک واقعیت دوگانه را آشکار می‌کند: عربستان با 7.6 میلیون تن واردات خالص و امارات با ۱۱ میلیون تن، در کنار عراق به‌عنوان بازار طبیعی همسایگان، فرصت کم‌نظیری برای صادرات ارائه می‌دهند؛ اما کشورهای حاشیه خلیج‌فارس با سرمایه‌گذاری‌های سنگین در ظرفیت‌های جدید، این پنجره فرصت را تدریجاً تنگ خواهند کرد. برنده واقعی کسی نیست که این فرصت را «فردا» می‌بیند، بلکه موجودی که امروز برای تصاحب آن عمل می‌کند.

ایران، قدرتی که کمتر از قدر خود دیده‌ شده

در دل این معادله جهانی، جایگاه واقعی فولاد ایران فراتر از تصویری است که حتی فعالان داخلی از آن دارند. ایران با تولید ۳۲ میلیون تن در سال ۲۰۲۵، دهمین فولادساز بزرگ جهان است و باوجود فشار تحریم‌ها، تولیدش را نسبت به سال قبل افزایش داده است؛ اما دو شاخص این دستاورد را از یک عدد ساده به سرمایه راهبردی تبدیل می‌کند.

نخست، تولید ۳۷.۲ میلیون تن آهن اسفنجی که آن را دومین قدرت جهانی DRI و تنها منبع ۷۰ درصدی DRI خاورمیانه می‌کند و دوم، ساختار تولیدی که ۹۲ درصد آن با روش احیای مستقیم و کوره قوس الکتریکی اجرا می‌شود؛ کم‌کربن‌ترین ساختار در میان ده فولادساز برتر جهان. در جهانی که میانگین انتشار صنعت فولاد ۱.۹۲ تن دی‌اکسید کربن به ازای هر تن است و اروپا برای هر تن کربن مرزی هزینه مطالبه می‌کند، آنچه روزی «اجبار ناشی از گاز ارزان» خوانده می‌شد، امروز به یک مزیت رقابتی ملی رقیب تبدیل‌شده است. ما به‌صورت تاریخی دهه‌ها پیش از آنکه «فولاد سبز» واژه‌ای رایج غرب شود، زیرساخت آن را ساخته‌ایم. این صدا، بازار بخشی از سرمایه‌هایی است که باید (پیرامون جغرافیای اقتصادی آن) شکل بگیرد.

بااین‌حال، صداقت تحلیلی حکم می‌کند چالش‌ها را نیز بی‌کم‌وکاست بیان کرد. بزرگ‌ترین ریسک صنعت فولاد ایران نه در بازار جهانی، بلکه در شبکه برق و گاز داخلی است؛ صنعتی که ظرفیت ایستادن در جمع پنج قدرت برتر دارد، نباید تابستان‌ها برق و زمستان‌ها گاز آن قطع شود. از سوی‌دیگر، فروش با تخفیف نسبت به قیمت‌های منطقه‌ای، سالانه میلیاردها دلار از ارزش واقعی صادرات می‌کاهد و رقابت مستقیم با موج ۱۳۳ میلیون تنی صادرات چین در بازارهای هدف، هزینه درس گرفتن را بالا نگه می‌دارد. در رقابت قیمتی با چین هیچ برنده‌ای وجود ندارد و میدان رقابت ما تنها با کیفیت، سرعت تحویل، مزیت جغرافیایی خواهد بود.

پنج روندی که دهه آینده را می‌سازند

آینده، اما برای کشورهایی معنا پیدا می‌کند که مسیر را پیش از انعکاس در بازار رسم کرده باشند. پنج روند تعیین‌کننده تا ۲۰۳۰ می‌تواند نقشه همین آینده باشد. 

  • نخستین، تثبیت تقاضای جهانی در کانال ۱.۷ تا ۱.۸ میلیارد تنی است؛ با جابه‌جایی مداوم سهم از چین به هند، آسه‌آن، خاورمیانه و آفریقا، برندگانِ تولیدکننده‌ای‌اند که در جغرافیای رشد حاضر باشند و ایران در قلب این جغرافیا ایستاده است.
  • دوم حاکمیت اقتصاد کربن بر تجارت فولاد است؛ تا پایان این دهه، گواهی پایه کربن به همان اندازه گواهی کیفیت در معاملات بین‌المللی تعیین‌کننده خواهد بود و فولادسازانی که امروز سیستم اندازه‌گیری، ممیزی و گواهی سازی را مستقر نکنند، فردا از بازارهای ممتاز حذف می‌شوند.
  • سوم نزاع آهن اسفنجی است؛ تولید جهانی DRI در چهار سال از ۱۱۸ به ۱۵۳ میلیون تن رسیده و ایران به‌عنوان قدرت دوم این رتبه، می‌تواند از صادرکننده شمش به تأمین‌کننده راهبردی متالیک سبز جهان ارتقا یابد.
  • چهارم، تحول دیجیتال و هوش مصنوعی به‌عنوان مزیت رقابتی اصلی است؛ در صنعتی که حاشیه سودها فشرده می‌شود، برنده موجودی است که مصرف انرژی را بهینه، نگهداری را پیش‌بینانه و فروش را داده محور می‌کند.
  • پنجم، منطقه‌ای شدن زنجیره‌های تأمین است؛ جهانِ پسا تعرفه، جهان بلوک‌های تجاری است و برای ایران، این به معنی اولویت راهبردی بازارهای همسایه و پیوندهای بلندمدت با هند و جنوب شرق آسیاست.

نقطه عطف از آنِ ایران

صنعت فولاد ایران اکنون در یکی از معدود بزنگاه‌هایی ایستاده است که «مزیت‌های تاریخی» و «روندهای جهانی» در یک‌جهت قرارگرفته‌اند. جهان به سمت فولاد کم‌کربن می‌رود و ما پاک‌ترین ساختار تولید را میان قدرت‌های فولادی داریم؛ تقاضا به سمت جنوب و غرب آسیا می‌چرخد و ما در مرکز این جغرافیا هستیم؛ و عصر آهن اسفنجی آغازشده و ما دومین قدرت جهانی آن هستیم.

فاصله‌ای که میان این فرصت و تحقق آن وجود دارد تنها سه متغیر است: انرژی پایدار، دیپلماسی اقتصادی فعال و سرعت در تحول دیجیتال؛ متغیرهایی که نه کار یک بنگاه، بلکه خروج هم‌افزایی دولت، انجمن‌های صنفی و بنگاه‌های پیشران‌اند. در این نقطه عطف تاریخی، میراث ما برای نسل بعد نه فقط یک صنعت بزرگ، بلکه صنعتی هوشمند، سبز و جهانی خواهد بود؛ و تجربه نشان داده هر بار که این صنعت را دست‌کم گرفته‌اند، پاسخ را از میدان داده‌اند.

0 آرا: 0 موافق, 0 مخالف (0 امتیاز)

نظر بدهید

دنبال کنید
ترندهای روز
در حال بارگذاری

ورود در 3 ثانیه...

ثبت‌نام در 3 ثانیه...