به گزارش خبرآنلاین، با وجود تصویب افزایش متوسط ۶۰ درصدی حقوق اعضای هیئت علمی و صدور احکام جدید برای حدود ۵۰ هزار استاد، اجرای این مصوبه همچنان با ابهام و تأخیر همراه است. کانون صنفی استادان دانشگاهی ایران اعلام کرده است که اگر ترمیم حقوق اعضای هیئت علمی تا پایان شهریور بهطور کامل و قطعی اجرا نشود، از ابتدای مهر از استادان و اعضای هیئت علمی خواسته خواهد شد فعالیتهای آموزشی، پژوهشی، اجرایی و مشاورهای خود را تعلیق کنند. دبیر کانون صنفی استادان نیز گفته است این مطالبه صرفاً مربوط به این تشکل نیست و از سوی جمع زیادی از اعضای هیئت علمی مطرح شده است.
در سوی دیگر، بخشی از مخاطبان با این مطالبه همراه نشدهاند و معتقدند مشکلات معیشتی استادان را باید در کنار وضعیت سایر گروههای حقوقبگیر، بهویژه معلمان، کارگران و بازنشستگان، بررسی کرد. بخش قابل توجهی از کامنتها نیز به مقایسه درآمد استادان دانشگاه با سایر گروههای شغلی اختصاص دارد.
«معلمها با این حقوق چه کنند؟»
یکی از پرتکرارترین محورهای نظرات مردم، مقایسه وضعیت معیشتی استادان با معلمان بود. برخی مخاطبان با اشاره به حقوق پایینتر معلمان نوشتهاند که اگر استادان دانشگاه از فشار معیشتی و تأخیر در پرداخت حقوق گلایه دارند، وضعیت معلمان، کارگران و بازنشستگان دشوارتر است.
یکی از کاربران با لحنی انتقادی نوشته است: «پس معلمان، کارگران، بازنشستگان که ۱۸۰ درجه معیشت پایینتر دارند چه بگویند؟» کاربر دیگری نیز با اشاره به حقوق معلمان، این پرسش را مطرح کرده که معلمان با درآمدهای پایین چگونه باید هزینههای زندگی خود را تأمین کنند.
در مقابل، برخی کاربران نگاه متفاوتی داشتهاند و معتقدند افزایش حقوق استادان و معلمان نباید در برابر یکدیگر قرار گیرد. یکی از مخاطبان تأکید کرده است که بودجه برخی نهادهای اضافی باید کاهش پیدا کند و منابع بیشتری به آموزش کشور اختصاص یابد.
اعتراض به تهدید به تعطیلی کلاسها
بخش دیگری از واکنشها مستقیماً متوجه تصمیم استادان برای تعلیق فعالیتهای دانشگاهی از مهرماه بود. برخی کاربران این اقدام را نوعی فشار برای افزایش حقوق دانسته و نوشتهاند که در صورت عدم حضور استادان در کلاسها، امکان استفاده از نیروهای جوانتر و فارغالتحصیلان دکتری وجود دارد.
یکی از کاربران نوشته است: «سر کلاس نرن، چه بهتر؛ هزاران جوان تازهنفس با مدرک دکتری تخصصی در صف استخدام هیئت علمی هستند.» کاربر دیگری نیز پیشنهاد کرده است در صورت تعلیق کلاسها، از نیروهای جوان و دارای تخصص برای ادامه آموزش استفاده شود.
در همین میان، برخی مخاطبان اساساً با تعطیلی یا تعلیق فعالیت دانشگاهها موافق نیستند و آن را به زیان دانشجویان میدانند. یکی از کاربران نوشته است که دانشگاهها باید به جای ورود به چنین شرایطی، از مسیرهای دیگری برای حل اختلافات استفاده کنند.
«چرا حقالتدریسها دیده نمیشوند؟»
گروه دیگری از مخاطبان توجه را به استادان مدعو و حقالتدریس جلب کردهاند؛ افرادی که عضو هیئت علمی نیستند اما بخشی از بار آموزشی دانشگاهها را بر دوش دارند. یکی از کاربران نوشته است که میزان حقالتدریس این گروه با جایگاه و سطح تحصیلات آنان متناسب نیست و خواستار افزایش آن شده است.
این نگاه نشان میدهد بخشی از مخاطبان، مسئله معیشت در آموزش عالی را محدود به اعضای هیئت علمی نمیدانند و معتقدند استادان مدعو و حقالتدریس نیز باید در سیاستهای حمایتی مورد توجه قرار گیرند.
انتقاد از عملکرد استادان و دانشگاهها
بخشی از کامنتها نیز انتقادیتر بوده و اساساً عملکرد برخی استادان و دانشگاهها را زیر سؤال بردهاند. برخی کاربران از کپیکاری مقالات، کیفیت آموزش، نحوه پذیرش دانشجویان تحصیلات تکمیلی و ارتباط دانشگاه با نیازهای جامعه انتقاد کردهاند.
در برخی نظرات حتی پیشنهادهایی مانند تعطیلی دانشگاهها یا جایگزینی بخشی از آموزش سنتی با فناوری و هوش مصنوعی مطرح شده است. یک کاربر نوشته است که استفاده از هوش مصنوعی میتواند بخشی از هزینههای آموزش عالی را کاهش دهد.
البته این دسته از نظرات، بیشتر بیانگر نگاه انتقادی بخشی از مخاطبان به ساختار آموزش عالی است و الزاماً درباره همه استادان یا دانشگاهها صدق نمیکند.
مطالبه اجرای قانون یا مقایسه با دیگران؟
در میان کامنتها، گروهی نیز نگاه متفاوتی داشتهاند. آنها معتقدند اگر افزایش حقوق اعضای هیئت علمی تصویب و احکام آن صادر شده است، موضوع اصلی باید اجرای همان مصوبه باشد، نه مقایسه حقوق استادان با معلمان یا سایر کارکنان.
یکی از کاربران نوشته است که پرداخت حقوق براساس حکم قانونی میتواند مانع از بیثباتی مالی و برهم خوردن برنامهریزی اعضای هیئت علمی شود. از این منظر، مسئله اصلی نه صرفاً میزان حقوق، بلکه اجرای مصوبه و ایجاد ثبات در پرداختهاست.
با این حال، مجموعه واکنشهای مخاطبان نشان میدهد که موضوع حقوق استادان برای بخشی از جامعه در کنار مسئله گستردهتر نابرابری دستمزدی و فشار معیشتی دیده میشود. در حالی که استادان بر اجرای مصوبه ترمیم حقوق و جلوگیری از تداوم بلاتکلیفی تأکید دارند، منتقدان نیز میپرسند چرا مشکلات معیشتی سایر گروههای شغلی، بهویژه معلمان، کارگران و بازنشستگان، کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
در نهایت، آنچه این بحث را به موضوعی حساستر تبدیل کرده، نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی و احتمال تعلیق فعالیتهای آموزشی دانشگاههاست؛ اتفاقی که در صورت تحقق، بیش از همه دانشجویان را با پیامدهای آن مواجه خواهد کرد.
متن کامل گزارش و نظرات بیشتر را اینجا بخوانید.
233233


