
آهن آنلاینمواد و مصالح، ابزار آلات، تاسیسات و تجهیزات نگهداری5 اکتبر, 2026502 بازدید
به گزارش آهن آنلاین؛ صنعت فولاد اروپا با بحرانی فراتر از یک افت دورهای تولید روبهرو شده است. تولید فولاد اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۵ به ۱۲۶ میلیون تن رسید؛ فاصلهای با قله ۱۵۵ میلیون تنی نسبت به یک دهه گذشته. افت صادرات، جهش هزینه انرژی، تعرفههای سنگین آمریکا و رقابت فولاد ارزان چین حاشیه امن فولادسازان را کوچک کردهاند. مسئله این است که کاهش ظرفیت تولید در اروپا ماهیتی ساختاری پیدا کرده و بازگشت به سطوح قبلی دیگر محتمل نیست.
کاهش ۳ درصدی تولید فولاد خام اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۵ و افت حدود یکدرصدی در پنج ماه نخست ۲۰۲۶، زمانی مهمتر میشود که کنار مسیر بلندمدت ظرفیت قرار گیرد. اروپا فقط کمتر تولید نمیکند؛ بخشی از ظرفیت آن نیز از نظر اقتصادی در حال از دست رفتن است.
ریشه این تغییر را باید در اقتصاد هزینهای فولاد جستوجو کرد. انرژی سهم مهمی در هزینه تولید دارد و افزایش قیمت گاز و برق مستقیماً کف هزینه را بالا میبرد. وقتی فولاد اروپایی با تولیدکنندگانی دارای انرژی ارزانتر یا مقیاس تولید بزرگتر رقابت میکند، کاهش تولید میتواند راهی برای محدود کردن زیان و حفظ نقدینگی باشد. بنابراین افت ظرفیت الزاماً نشانه ضعف تقاضا نیست؛ بخشی از آن نتیجه از بین رفتن مزیت هزینهای اروپا است.
فشار تجارت خارجی نیز همین روند را تشدید کرده است. صادرات فولاد اروپا به آمریکا در نیمه نخست ۲۰۲۶ حدود ۲۹ درصد کاهش یافت و فروش به ترکیه، هند و چین نیز دستکم ۱۸ درصد افت کرد. کاهش حدود ۲۰ درصدی صادرات به کشورهای خارج از اتحادیه نشان میدهد مشکل فقط از دست رفتن بازار آمریکا نیست؛ فولاد اروپا در بازارهای ثالث نیز با مسئله قیمت و رقابتپذیری مواجه شده است. این فشار تجاری میتواند مسیر قیمت آهن در بازارهای منطقهای را نیز تغییر دهد.
تعرفههای آمریکا تا سطح ۵۰ درصد، مسیر صادرات اروپا را محدود کردهاند؛ اما اثر مهمتر آنها تغییر جهت جریان تجارت است. وقتی یک بازار بزرگ بستهتر میشود، عرضه حذفشده لزوماً از بین نمیرود و بخشی از آن به بازارهای دیگر منتقل میشود. در این میان، فولاد چین نقش تعیینکنندهای دارد. بنابراین همزمانی ضعف صادرات اروپا و حضور فولاد ارزانتر در بازارهای ثالث میتواند فشار را از یک منطقه به منطقه دیگر منتقل کند.
اتحادیه اروپا برای مقابله با این وضعیت، از اول ژوئیه ۲۰۲۶ سهمیه واردات فولاد را به ۱۸.۳ میلیون تن محدود کرده و برای واردات مازاد بر این سقف، تعرفه ۵۰ درصدی در نظر گرفته است. همچنین، سازوکار تنظیم مرز کربن یا CBAM نیز از اول ژانویه ۲۰۲۶ وارد مرحله اجرایی قطعی شده و با اعمال هزینه کربن بر واردات محصولات مشمول، بخشی از اختلاف هزینه ناشی از الزامات کربنی میان تولیدکنندگان اروپایی و واردکنندگان را کاهش میدهد. این ابزارها برای جلوگیری از تشدید بحران اهمیت دارند، اما بهتنهایی نمیتوانند تولید فولاد اروپا را به سطح سال ۲۰۱۵ بازگردانند.
بحران اروپا یک نکته کلیدی دارد: کاهش تولید یک منطقه الزاماً به معنی کاهش عرضه جهانی نیست. اگر افت تولید اروپا با صادرات بیشتر آسیا و سایر تولیدکنندگان جبران شود، فشار قیمتی ممکن است به بازارهای دیگر منتقل شود. در این حالت، اروپا بخشی از بازارهای سنتی خود را از دست میدهد و رقابت در بازارهای وارداتی تشدید میشود.
دو سناریو پیش روی بازار قرار دارد. در سناریوی نخست، هزینه انرژی در اروپا بهطور پایدار کاهش مییابد، تقاضای صنعتی تقویت میشود و سیاستهای تجاری از ورود بیضابطه فولاد ارزان جلوگیری میکنند. در چنین شرایطی، روند افت تولید میتواند متوقف شود و بخشی از ظرفیتهای غیرفعال دوباره به چرخه تولید بازگردد؛ هرچند رسیدن تولید به سطوح بالاتر ثبتشده در سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ همچنان دور از انتظار است. افزایش همزمان نرخ بهرهبرداری از ظرفیت، رشد سفارشهای خودروسازان و بهبود صادرات میتواند از نشانههای حرکت بازار در این مسیر باشد.
در سناریوی دوم، انرژی گران، تقاضای ضعیف و رقابت صادراتی ادامه پیدا میکند. در این وضعیت، کاهش ظرفیت از یک واکنش موقت به روندی ساختاری تبدیل میشود. افزایش صادرات آسیایی به بازارهای ثالث و کاهش بیشتر قیمتهای پیشنهادی، علامت این سناریو خواهد بود. این تفاوت مهم است، زیرا افت تولید زمانی خطرناکتر میشود که با تعطیلی ظرفیت و کاهش سرمایهگذاری همراه باشد؛ در این صورت، بازگشت عرضه در آینده دشوارتر خواهد شد و مزیت رقابتی سریعتر از بین میرود.
اقدامات حمایتی اروپا نشان میدهد سیاستگذار خطر را جدی گرفته، اما مسئله فولاد با تعرفه حل نمیشود. صنعت برای بازگشت به رقابتپذیری به انرژی قابلپیشبینی، سرمایهگذاری در فناوری کمکربن، تقاضای صنعتی پایدار و دسترسی مؤثر به بازارهای صادراتی نیاز دارد. در غیر این صورت، تعرفهها فقط زمان میخرند و ظرفیت تولید کوچکتر میشود.
اگر فولاد حذفشده اروپا با صادرات بیشتر سایر کشورها جایگزین شود، بازار جهانی میتواند رقابتیتر و شکنندهتر شود. بنابراین فعالان بازار باید همزمان صادرات چین، تعرفههای آمریکا، هزینه انرژی اروپا و میزان استفاده از ظرفیت تولید را دنبال کنند؛ شاخصهایی که برای کارخانه های فولادی و خریداران، جهت ریسک را روشنتر میکنند.
بحران کنونی آزمونی برای مدل اقتصادی فولاد اروپا است. اگر حمایت تجاری با اصلاح ساختار هزینه همراه شود، افت تولید میتواند به تعدیل محدود تبدیل شود؛ اما اگر تعرفهها بدون بازسازی مزیت هزینهای ادامه یابند، اروپا به سمت فولادی کوچکتر و گرانتر حرکت خواهد کرد؛ تغییری که میتواند نقشه رقابت فولاد در بازارهای جهانی را نیز جابهجا کند.


