بهگزارش خبرگزاری تسنیم از اهواز، در روزهایی که آسمان جنوب ایران بوی باروت و مقاومت میداد، هنر از حاشیههای زینتی به متن نبرد آمد. وقتی بمبها و موشکها میخواستند روح مردم را نشانه بگیرند، هنرمندان خوزستانی ثابت کردند که قویترین سلاح دشمن، هرگز با یک نمایشِ زنده، یک سرودِ هماهنگ و یک قابِ ماندگار از ایثار برابری نمیکند.
خبرگزاری تسنیم، در راستای روایتِ بیواسطهٔ جهاد هنری، میزگردی را با فعالان عرصهٔ تئاتر، سینما، سرود و ادبیات مقاومت برگزار کرده است؛ کسانی که شبها را با خستگی بیداری گره زدند و هنر را به سنگر مردم تبدیل کردند.اما این میزگرد تنها به نمایش موفقیتها نپرداخته است؛ در این نشست، صدای صریح نقد نیز بلند شد.
از ناباوری برخی نهادها در بهکارگیری ابزار هنر گرفته تا تأخیر در بیداریِ بعضی هنرمندان، حرفهایی مطرح شد که شاید کمتر به آن پرداخته شده است. آنچه در ادامه میخوانید نه یک مراسم تجلیلِ تشریفاتی، بلکه یک عیارشناسی از هنر متعهد در خطمقدم بحران است؛ روایتی از شبهایی که خستگی معنای خود را باخت و هنر به رسالت راستینش بازگشت.
در میزگرد تسنیم هنرمندان آقایان و خانمها، جلیل سالاری (بازیگر و کارگردان تئاتر)، محمد داودی (کارگردان)، میثم باوی (بازیگر تئاتر)، سید پیام صالحی (خواننده و رهبر گروه سرود)، خانم ریاحی (نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر)، حسین گلچین (بازیگر و کارگردان تئاتر)، خانم ممبینی (بازیگر و کارگردان تئاتر)، سهیل خدادادی (مجری موکب هنر و مقاومت) و آقای رومزیپور (نویسنده) شرکت داشتند.
تسنیم: آقای سالاری؛ در شرایطی که برخی هنرمندان ترجیح دادند سکوت کنند، شما 80 شب متوالی پای کار بودید، چه ضرورتی احساس کردید که هنرمند نباید از کنار بحران عبور کند؟
جلیل سالاری: خدا را شکر میکنیم که ما هنرمندان در این شبها کنار مردم بودیم. تقریباً هشتاد شب سخت را پشتسر گذاشتیم و خالصانه پای میدان آمدیم. من که در حوزه تئاتر و نمایش فعالیت میکنم، همیشه اعتقاد داشتم وقتی قصههای واقعی مردم را روایت کنیم، اثرگذاری آن چند برابر میشود. نمایشهایی که اجرا شد بازخورد خوبی داشت، چون داشتیم دردها و داستانهای واقعی مردم را به تصویر میکشیدیم. گروههای مختلف هنری هم پای کار آمدند و اجراهای خودشان را روی صحنه بردند.
تسنیم: غیر از زنده نگهداشتن فضای هنر، آیا این تجمعات توانست حلقهٔ مفقودهٔ «هنر و مردم» را در بحران پر کند؟
جلیل سالاری: هدف ما این بود که در این شبها هنرمندان بیشتری را جذب کنیم و فضای هنر را زنده نگه داریم. کار هنرمند دو وظیفه دارد؛ هم هنر خودش را ارائه کند و هم دیگران را به این مسیر دعوت کند، الحمدلله در این مسیر توانستیم قدمی برداریم.
تسنیم: آقای داودی؛ گروه فیلمسازی «اشک و لبخند» با 150 بازیگر بومی وارد میدان شد. چرا سراغ سوژهٔ بحران رفتید و نه حاشیههای معمول؟ آیا نهادی پشتیبانی مؤثر کرد؟
محمد داودی: در این شبها و روزهایی که کشور درگیر جنگ و بحران بود، گروه فیلمسازی «اشک و لبخند» تصمیم گرفت فیلمی درباره همین اتفاقات بسازد؛ فیلمی که هنرمندان خوزستان بتوانند در آن حضور داشته باشند. طبیعی بود که این کار نیاز به هماهنگیهای طولانی داشت، اما لطف خدا و دعای مردم پشت سر ما بود. ما با حدود 150 بازیگر و هنرمند خوزستانی کار کردیم؛ چه کسانی که سابقه بازیگری داشتند و چه استعدادهای تازهای که فرصت دیده شدن پیدا کردند.

تسنیم: بسیاری از پروژههای هنری در بحران تعطیل شد، چه شد که گروه شما نهتنها تعطیل نشد، بلکه سه ماه تمرینِ بیوقفه را تاب آورد؟
محمد داودی: حدود سه ماه تمرین و تولید در خانه هنرمندان انجام شد. شاید اگر کسی بیرون از فضا نگاه میکرد، باورش نمیشد ما در شرایط جنگی کار میکنیم. بچهها خسته میشدند، اما دوباره برمیگشتند سر تمرین. این یعنی هنرمند واقعی در شرایط سخت خودش را نشان میدهد. همین تجمعات خروجیهای خوبی داشت؛ خیلی از شاعران، نویسندگان و فعالان پشتصحنه با یکدیگر آشنا شدند. همانطور که رهبر انقلاب فرمودند، این یک رسالت برای هنرمندان است.
تسنیم: آقای باوی؛ شما گفتید «هنر تصویری تأثیرش از نوشتن و خواندن بیشتر است». پس چرا صدا و سیما و برخی نهادهای فرهنگی در روزهای اول بحران، از ظرفیت تئاتر میدانی و نماهنگ استفاده نکردند؟
میثم باوی: به نظر من امروز هنرمندان صدای بیصدای جامعه هستند. هنر تصویری تأثیرش از نوشتن و خواندن بیشتر است. وقتی نمایشی درباره آسیبهای اجتماعی یا موضوعات فرهنگی اجرا میکنید، آن تصویر در ذهن مخاطب ماندگار میشود. ما باید این مسئولیت را بپذیریم که در چنین روزهایی آثار خوب تولید کنیم.
تسنیم: کجای این رسالت، توسط برخی هنرمندانِ بهاصطلاح مطرح، ترک شد؟ اگر نقدی به همصنفیهای خود دارید، بگویید.
باوی: همانطور که در روایتها آمده، قرآن را باید به زیباترین شکل خواند تا حتی کسی که مسلمان نیست جذب آن شود؛ هنر هم همین وظیفه را دارد. ما باید مردم را با بهترین شکل ممکن جذب حقیقت کنیم.
تسنیم: آقای صالحی؛ شما تصمیم گرفتید از مناطق محروم شروع کنید. آیا نهادهای متولی از این حرکت حمایت کردند یا مقاومت هم بود؟
سید پیام صالحی: ما قرار بود بعد از جنگ دوازدهروزه، یک گروه سرودی را برای برنامه «محفل حسینی» آماده کنیم. تصمیم گرفتم کار را از مناطق محروم شروع کنم و در کنار بچههایی که تجربه بیشتری داشتند، نوجوانان کمتجربهتر را هم وارد گروه کنیم تا فرصت رشد داشته باشند.
تسنیم: جنگ برنامهٔ «محفل حسینی» را مختل کرد، چرا هیچ جایگزینِ هنریِ سریعی از سوی متولیان پیشبینی نشده بود؟
صالحی: برنامه محفل قرار بود در زمین فولاد خوزستان برگزار شود، اما متأسفانه شرایط جنگ باعث شد برنامهها تحت تأثیر قرار بگیرد. با این حال حضور مردم و انگیزه بچهها باعث شد همچنان ادامه بدهیم.
تسنیم: خانم ریاحی؛ اشاره کردید به مدرسهٔ شجره طیبه میناب. چه شد که هنرمندانِ زنِ خوزستان در این بحران پیشگام شدند، اما برخی نهادهای رسمی دیر به صحنه آمدند؟
خانم ریاحی: هنرمندان در این روزها واقعاً پای میدان بودند. شاید خیلیها شرایط حضور نداشتند، اما تمام توانشان را گذاشتند؛ یکی شعر گفت، یکی فیلم ساخت و یکی نمایش اجرا کرد. ما هم کارمان را با مدرسه شجره طیبه میناب شروع کردیم.
تسنیم: تصویر مادرانی که نزدیک عید لباس بچهها را آماده کرده بودند؛ این تصویر چه تغییری در نگاه شما به رسالت هنر ایجاد کرد؟
خانم ریاحی: میدانم مادر و پدری که نزدیک عید است چه حال و هوایی دارند. پدر و مادری که میدانند عید نزدیک است، حتماً برای بچههایشان لباس خریدهاند و منتظر عید هستند، و یکدفعه با یک اتفاق وحشتناک همهچیز زیر و رو میشود. همین تصویرها بود که ما را پای کار نگه داشت.

تسنیم: آقای گلچین؛ نقد شما تند است؛ فرمودید «بعضیها امکانات داشتند اما استفاده نکردند و من اسم این را خیانت میگذارم»، بگویید صریحتر؛ کدام نهادها و کدام هنرمندانِ خاص؟
گلچین: من یک گلایه جدی دارم؛ هم از رسانهها و هم از خودمان بهعنوان هنرمند. قبل از این اتفاقات ما چهکار کردیم؟ چقدر مردم را آگاه کردیم؟ چرا باید بعد از شهادت عزیزانمان تازه بعضیها بیدار شوند؟
تسنیم: شهیدان بارها گفتند «از هنر غافل نشوید»، چرا برخی مدیران هنوز این حرف را باور نکردهاند؟ یک مصداق عینی از همان روزهای بحران بگویید.
گلچین: اگر هنرمندی ابزار و رسانهای در اختیار داشت، آیا درست استفاده کرد؟ بعضیها امکانات داشتند اما استفاده نکردند. من اسم این را خیانت میگذارم. به بعضی تجمعات نگاه کنید؛ فقط یک استیج برپا شده، اما استفاده هنری و فرهنگی جدی از آن نمیشود. در حالی که شهیدمان خودش بارها گفته بود از ابزار هنر برای مردم استفاده کنید.
تسنیم: خانم ممبینی؛ از شوکِ اولیه تا تصمیم به شروع دوباره از مساجد. چه شد که مسجد را سنگر هنر انتخاب کردید؟ آیا صدایِ از مسجد برخاسته، شنیده شد؟
خانم ممبینی: من بیشتر عمرم را در تئاتر گذراندهام. همه ما قبل از عید و ماه رمضان برنامهریزی داشتیم، اما جنگ همهچیز را تغییر داد. وقتی خبر شهادتها را شنیدم، مخصوصاً ماجرای بچههای مدرسه و فرماندهان کشور، واقعاً شوکه شدم. همه ما گیج بودیم و نمیدانستیم باید چه کار کنیم.
تسنیم: فرمودید «وقت بلند کردن عَلَم هنر است». به نظر شما چرا هنوز بعضی از هنرمندان در همان شوک اولیه ماندهاند و به میدان نیامدهاند؟
ممبینی: جنگ ذاتاً ترسناک است، اما وقتی هنرمندی و احساس میکنی باید کاری انجام بدهی، مسئولیتت سنگینتر میشود. فهمیدیم که الان وقت زمین خوردن نیست؛ الان وقت این است که عَلَم هنر را بلند کنیم. بعضی از هنرمندان حتی در کارهای امدادی و پشتیبانی هم حضور داشتند. هرکسی به شکلی در میدان بود؛ مهم این بود که مردم احساس نکنند تنها هستند. در همان روزها با خودم فکر کردم باید از مساجد شروع کنیم؛ همیشه گفتهاند مسجد سنگر است.
هنرمندان خوزستانی، پیش از نهادها و بعضاً خلاف جهت برخی مدیران فرهنگی، به میدان آمدند. اما صدای نقدِ این هنرمندان و دیگران همچنان در گوش سنگینی میکند: «اگر امکاناتِ هنری، زودتر و هوشمندانهتر به کار گرفته میشد، چند شهیدِ هنرمندِ دیگر میتوانست الگوی نسلها شود؟»
بهگزارش تسنیم؛ هنوز بسیاری از هنرمندان این خطه، بیآنکه منتظر بودجه و مجلّلنشینی باشند، مسجد و مدرسه و موکب را به استودیو تبدیل کردهاند.
انتهای پیام/
