خبرگزاری تسنیم ـ صدیقه صباغیان| تصور کنید لحظهای را که زندگی به سکوتی تلخ میرسد؛ جایی که صدای خندهها خاموش میشود و امیدها یکییکی رنگ میبازند. قلبی که سالها با زخمهای پنهان درونش میتپیده، حالا در میان درد و ناامیدی، به دنبال راهی برای پایان دادن به همه رنجها و خاتمه دادن به زندگی است؛ راهی به نام خودکشی.
در گذشتههای نهچندان دور، اگر کسی اقدام به خودکشی هم میکرد شاید کسی جز خانواده و نزدیکان وی از آن مطلع نمیشدند اما امروزه با پیشرفت تکنولوژی و گسترش فضای مجازی، اخبار مربوط به خودکشی شکل نوینی به خود گرفته و رسانهها و شبکههای اجتماعی، در کنار فرصتهای اطلاعرسانی و آموزش، میتوانند به ابزاری خطرناک برای تشویق رفتارهای آسیبزننده تبدیل شوند.
خودکشی، نهتنها پایان یک زندگی، بلکه نسیمی سرد است که خانواده، دوستان و جامعه را در شوکی عمیق فرو میبرد و اقدام عمدی فرد برای پایان دادن به زندگی خود و یکی از پیچیدهترین و در عین حال دردناکترین مسائل اجتماعی و روانی محسوب میشود. هر لحظه، هر تصمیم، هر اشک و هر فریاد در گوش کسانی که دوستش دارند باقی میماند و اثری عمیق بر زندگی و روح انسانها میگذارد.
گرایش به خودکشی، پدیدهای چندبعدی، پیچیده و معمولاً ناشی از ترکیبی از عوامل روانشناختی، اجتماعی و اقتصادی بوده و هر فردی ممکن است تحت تأثیر یک یا چند عامل قرار گیرد و در نهایت اقدام به خودکشی کند. اختلالات روانی مانند افسردگی، اضطراب شدید، اختلال دوقطبی یا اسکیزوفرنی از جمله دلایلی هستند که میتوانند فرد را به سمت استقبال از مرگ خودخواسته سوق دهند.
فشارهای اجتماعی و اقتصادی، اختلافات خانوادگی، احساس بیپناهی و ناامیدی، تجارب تلخ و آسیبهای روحی گذشته از دیگر دلایلی هستند که فرد در مواجهه با آنها تصمیم میگیرد به زندگی خود خاتمه دهد. بسیاری از این افراد اگر بهموقع، حمایت شوند و مشاورههای روانی لازم را از سوی کارشناسان و پزشکان دریافت کنند، میتوانند مسیر را تغییر دهند و از ادامه زندگی لذت ببرند.
خودکشی؛ دومین عامل مرگ جوانان 15 تا 29 سال
عاطفه زندیفر، روانپزشک و عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی استان البرز در گفتوگو با خبرنگار تسنیم از کرج مطرح میکند: خودکشی یکی از علل اصلی مرگومیر در تمامی گروههای سنی، بهویژه افراد 15 تا 29 سال و نتیجه فشارهای پیچیده اجتماعی، خانوادگی و روانی است که فرد را به بنبست میرساند و تصور میکند تنها راهحل، پایان دادن به زندگی است.
سیده زهرا آقامیری، مدرس دانشگاه، پژوهشگر و کارشناس ارشد مشاوره خانواده نیز در گفتوگو با خبرنگار تسنیم از کرج میگوید: گرایش به خودکشی معمولاً نتیجه ترکیبی از عوامل روانی، اجتماعی و شخصی است. ابتلا به اختلالات روانی مانند روانپریشی یا مشکلات شخصیتی، تجربه خشونت یا سوءاستفادههای جسمی و جنسی و مواجهه با بحرانهای عاطفی و اجتماعی، فرد را در معرض خطر قرار میدهد.
وی ادامه میدهد: همچنین از دست دادن شغل، مرگ عزیزان، شکستهای عاطفی و فشارهای اجتماعی، کمبود حمایت عاطفی و نبود یک شبکه خانوادگی و اجتماعی حامی، عواملی مهم در افزایش آسیبپذیری هستند. مصرف مواد مخدر، بهویژه انواع صنعتی مانند شیشه یا گٌل، فشار روانی و افکار خودکشی را تشدید میکند و فرد را به مرز بحران میرساند و میتواند به ناامیدی شدید و افکار خودکشی منجر شود.
برای ادامه گزارش سعی کردم افرادی را شناسایی کنم که قبلاً اقدام به خودکشی کرده اما موفق نشدهاند. در میان جستوجوهایم به دختر نوجوانی رسیدم که سالها قبل مورد خشونت و تعرض یکی از نزدیکترین افراد فامیل قرار گرفته اما هیچوقت بروز نداده و زمان ازدواج وی که فرارسید، سعی کرد با اقدام به خودکشی از رسوایی آینده جلوگیری کند اما موفق نشد و امروز در حالی به مشاور مراجعه کرده که نامزدی اول را به هم زده و در آستانه دومین نامزدی است.
او در گفتههایش به مشاور، راهحلی برای مشکلاتش نمیبیند و آینده را تاریک و غیرقابل تغییر میپندارد اما مشاور سعی میکند او را راضی کند تا موضوع را با خانوادهاش در میان بگذارد تا هم نگرانی وی کاهش یابد و هم با کمک خانواده بتواند راهکاری مثبت و منطقی برای این موضوع ارائه دهد، اما مخالفت دخترک جوان همچنان ادامه دارد و باز هم به خودکشی فکر میکند.
زخمی که خانوادهها را سالها همراهی میکند
به یک کلینیک مشاوره میروم و با سوژههای مختلفی که از قبل شناسایی کرده و با آنها هماهنگ شدهام، گفتوگو میکنم. یکی از آنها آقای م.ک 28 ساله، متأهل و دارای یک فرزند دو ساله است.
تسنیم: چه چیزی باعث شد به فکر خودکشی بیفتید؟
- فشار کاری، مشکلات مالی و احساس تنهایی باعث شد فکر کنم زندگی ارزش ادامه دادن ندارد.
تسنیم: چگونه خودکشی کردید و بعد از آن چه اتفاقی افتاد؟
- تعداد زیادی قرص آرامبخش از داروخانه تهیه کردم و خوردم اما بعد از اینکه بیهوش شدم همکارانم متوجه موضوع شدند و مرا به خانه بردند و خانواده را در جریان گذاشتند. زمانی به خودم آمدم که در بیمارستان بودم و همسرم را نگران و گریان بالای سر خود دیدم. اعتراف میکنم خیلی دلم برای همسرم سوخت اما شرمنده آنها بودم و نمیتوانستم خواستههایشان را برآورده کنم. ولی امروز که چند جلسه از مشاورههایم میگذرد متوجه شدم که اشتباه کردم و یاد گرفتم از کمک گرفتن نترسم.
دو روز بعد با فرد دیگری قرار ملاقات میگذارم و دلیل و نوع خودکشی را از مشاور او جویا میشوم اما او خودش اقدام نکرده و فرزندش به زندگی خود پایان داده است و امروز بهعنوان مادری که دستوپنجه نرم کردن جگرگوشهاش با مرگ را دیده، نمیتواند آن روزها و ساعات را فراموش کند و امروز افسردگی شدیدی دارد، اشک امانش نمیدهد، به آرامی به او نزدیک میشوم.
تسنیم: اجازه دارم چند دقیقه وقتتان را بگیرم؟
کمی کنارتر میرود و میگوید: بفرمایید؟
تسنیم: فرزند شما چرا و چگونه خودکشی کرد؟
- دخترم 19 ساله بود و با پدرش اختلافنظرهای زیادی داشت و همیشه در منزل با هم جروبحث میکردند. یک روز دعوا بالا گرفت و او هم از موتور پدرش بنزین را خالی کرد و آن را روی خودش ریخت و پدرش را تهدید کرد که خودش را راحت میکند. پدرش هم که فکر نمیکرد او جرأت چنین کاری را داشته باشد با خونسردی گفت: بهتر، از دستت راحت میشوم. او هم کبریت را کشید و … او را به بیمارستان رساندیم اما چند روز بیشتر نتوانست تحمل کند و برای همیشه از پیش ما رفت و امروز من ماندهام و یاد و خاطره تلخ ضجهزدنها و فریادهای دخترم و پدری که عذاب وجدان او را رها نمیکند.
از افسردگی تا اضطراب؛ خانوادهها در سایه خودکشی
اینجا بود که به این نکته پی بردم که خودکشی تنها جان فرد را تهدید نمیکند، بلکه پیامدهای عمیق و گستردهای بر خانواده، جامعه و ابعاد معنوی زندگی دارد. وقتی فردی اقدام به خودکشی میکند، خانواده و عزیزان او با احساس گناه، افسردگی، اضطراب و فشارهای روانی شدید روبرو میشوند و گاهی تا آخر عمر خود را نمیبخشند زیرا خود را مقصر میدانند حتی اگر نقشی در آن خودکشی نداشته باشند.
فقدان ناگهانی یکی از اعضای خانواده یا تجربه یک اقدام به خودکشی ناموفق میتواند پیامدهای روانی و عاطفی بلندمدتی برای اعضای خانواده به همراه داشته باشد. بازماندگان ممکن است در ادامه با احساس ترس، ناامیدی، اضطراب و احساس ناتوانی در حمایت از سایر اعضای خانواده مواجه شوند؛ پیامدهایی که در برخی موارد میتواند روند بازگشت خانواده به شرایط عادی را با دشواری مواجه کند.
آقامیری، کارشناس ارشد مشاوره خانواده عنوان میکند: فردی که قصد خاتمه دادن به زندگی خود را دارد، معمولاً درباره مرگ و افکار مربوط به پایان دادن به زندگی زیاد صحبت میکند. او ممکن است درباره نحوه پایان زندگی یا احساسات و تفکراتش نسبت به مرگ حرف بزند. در برخی موارد، فرد حتی تلاش میکند محیط اطراف خود را برای اقدام آماده کند؛ مثلاً تنها ماندن در خانه را انتخاب میکند.
فراموش نکنیم آسیب خودکشی فقط به فرد منتهی نمیشود و جامعه نیز از خودکشی آسیب میبیند. افزایش اضطراب عمومی، کاهش اعتماد اجتماعی، ایجاد نگرانی و ترس در محیطهای کاری و تحصیلی و هزینههای بالای درمان و مراقبتهای روانی از پیامدهای قابلتوجه هستند. بهعلاوه، وقوع خودکشی در یک گروه یا جامعه میتواند اثر الگویی ایجاد کند و افراد آسیبپذیر دیگر را نیز به خطر بیندازد.
اگر بخواهیم از منظر آموزههای دینی نیز به موضوع نگاه کنیم، خودکشی عملی ممنوع و گناهآلود است و پیامدهای آن تنها محدود به دنیا نمیشود. انسان، آفریده خدا و ارزشمند است و پایان دادن به زندگی آن با اختیار فرد، پیامدهای معنوی و اخروی به همراه دارد. این عمل میتواند فرد و خانواده او را از آرامش روحی باز دارد و درک جایگاه زندگی و ارزش آن را در دنیای معنوی دچار آسیب کند.
پیامدهای گسترده خودکشی ناموفق
خودکشیهای ناموفق نیز پیامدهای گستردهای دارند که شامل ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی میشود. گاهی ممکن است فرد دچار معلولیت دائمی، زخمهای عمیق یا مشکلات سلامتی شود که زندگی روزمره او را تحت تأثیر قرار میدهد. خانواده و اطرافیان تجربه بحران و نگرانی شدیدی را پشت سر میگذارند و اثر روانی این حادثه ممکن است سالها باقی بماند. همچنین جامعه با افزایش نگرانی، اضطراب و کاهش اعتماد اجتماعی روبرو میشود.
با توجه به تأثیرات گسترده خودکشی، پیشگیری و حمایت از افراد در معرض خطر اهمیت حیاتی دارد؛ ارائه خدمات مشاوره روانشناختی، درمانهای روانپزشکی و ایجاد خطوط فوریتهای روانی میتواند افراد را در لحظات بحرانی حمایت و از اقدام به خودکشی جلوگیری کند.
آقامیری بیان میکند: این افراد معمولاً درباره مرگ و افکار مربوط به پایان دادن به زندگی زیاد صحبت میکنند و ممکن است درباره نحوه پایان زندگی یا احساسات و تفکراتشان نسبت به مرگ حرف بزنند. در برخی موارد، فرد حتی تلاش میکند محیط اطراف خود را برای اقدام آماده کند؛ مثلاً اعلام میکند که با دیگران بهجایی نخواهد رفت، از سفر یا تعامل اجتماعی خودداری میکند و میل شدیدی به تنها ماندن در خانه دارد.
این مدرس دانشگاه ادامه میدهد: وقتی چنین نشانههایی همراه با صحبتهای صریح درباره مرگ مشاهده میشود، اینها بهعنوان عوامل خطر یا ریسک فاکتورهای جدی تلقی میشوند و نشان میدهند که احتمال اقدام به خودکشی در فرد بالاست و باید اقدامات پیشگیرانه توسط اطرافیان آغاز شود که گفتوگو و تماس با مراکز مشاوره و تشویق فرد به مراجعه به این مراکز مهمترین اقدام است.
وی اذعان میکند: در بحث حمایت اجتماعی، لازم است تمرکز خود را هم بر فرد و هم بر خانواده او بگذاریم و بررسی کنیم چه توانمندیهایی در دسترس هستند. ممکن است فرد استعدادها، منابع مالی یا پشتیبانی اجتماعی قابلتوجهی داشته و خانواده یا دوستانش نیز موقعیت اجتماعی یا توانمندیهایی داشته باشند که بتوان از آنها برای حمایت استفاده کرد. هدف این است که با استفاده از این ظرفیتها، فرد بتواند موقتاً فشار، استرس و باورهای منفی خود را کاهش دهد و فرصت پیدا کند تا به شکل واقعبینانهتر به مسائلش نگاه کند.
پیشگیری از خودکشی؛ نقش خانواده و جامعه در حفظ زندگی
کاهش فشارهای اقتصادی، حمایت از خانوادهها و افراد آسیبپذیر، ایجاد گروههای حمایتی و تقویت همبستگی اجتماعی میتواند احساس امنیت و امید در جامعه را افزایش و خطر خودکشی را کاهش دهد. ارتقای آگاهی عمومی درباره سلامت روان، آموزش روشهای مقابله با استرس، ناامیدی و افسردگی و تغییر نگرش جامعه نسبت به بیماریهای روانی، نقش کلیدی در پیشگیری دارد.
همچنین تشویق به گفتوگو در رابطه با احساسات و مشکلات، کاهش انگ اجتماعی و ایجاد محیطی حمایتگر برای افراد آسیبپذیر بسیار مؤثر است، بنابراین خودکشی تنها جان فرد را تهدید نمیکند، بلکه پیامدهای عمیق و گستردهای بر خانواده، جامعه و ابعاد معنوی زندگی دارد.
آقامیری اذعان میکند: خانوادهها نقش حیاتی در پیشگیری از خودکشی دارند و میتوانند با آموزش مهارتهای زندگی، مدیریت هیجانات، خودآگاهی و کنترل خشم به کاهش فشار روانی اعضای آسیبپذیر کمک کنند. سرکوب خشم و ناتوانی در مواجهه با ناکامیها ممکن است فرد را به رفتارهای خودتخریبی سوق دهد، بنابراین تقویت مسئولیتپذیری و آموزش مواجهه سالم با ناکامی اهمیت ویژهای دارد.
این کارشناس ارشد مشاوره خانواده خاطرنشان میکند: همچنین افزایش آگاهی درباره خطرات مواد مخدر و الکل، شناخت اختلالات روانی و حمایت از فرد در پروسه درمان شامل رواندرمانی و دارودرمانی، میتواند از بروز افکار و اقدامات خودکشی جلوگیری و سلامت روان خانواده و جامعه را تقویت کند.
وجیهه محمدیفلاح، مدیرکل بهزیستی استان البرز در گفتوگو با خبرنگار تسنیم از کرج، از اجرای پویش «من هستم» تا پایان شهریورماه با هدف انگزدایی از گفتوگو درباره خودکشی، افزایش آگاهی عمومی، تقویت تابآوری و بازگرداندن امید در جامعه خبر میدهد و میگوید: این پویش با بهرهگیری از ظرفیتهای اجتماعی و محلی تلاش میکند پیام «شما تنها نیستید» را به گوش افرادی برساند که روزهای دشواری را تجربه میکنند.
وی با اشاره به نقش پررنگ همیاران محلی در اجرای این پویش بیان میکند: یکی از موانع مهم در پیشگیری از خودکشی، سکوت، ترس و انگ اجتماعی پیرامون صحبتکردن درباره آن است که این پویش تلاش میکند با گفتوگو درباره رنج روانی، ناامیدی و افکار خودکشی را از فضای ترس و قضاوت خارج کند و این پیام را به مردم برساند که کمک خواستن نشانه ضعف نیست و هیچکس نباید در روزهای سخت تنها بماند.
مدیرکل بهزیستی استان البرز میافزاید: همیاران محلی که تحت حمایت و نظارت بهزیستی و در قالب برنامههای اجتماعمحور و طرح «سلام» در محلات فعالیت میکنند، این بار نیز در خط مقدم آموزش و آگاهیبخشی پویش «من هستم» قرار دارند و ظرفیت ارزشمند ارتباط چهرهبهچهره با مردم را برای افزایش آگاهی، حساسسازی نسبت به نشانههای بحران و ترویج فرهنگ کمکخواهی به کار گرفتهاند.
محمدی فلاح اظهار میکند: آنها در قالب برنامههای اجتماعمحور و طرح «سلام»، با حضور در محلات تاکنون بیش از 850 نفر را بهصورت مستقیم آموزش داده و پیامهای این پویش را به بیش از چهار هزار نفر رساندهاند. تهیه و توزیع 400 قطعه بلیت رایگان مراکز تفریحی و ورزشی، توزیع سبد کالا بین اقشار کمدرآمد و برگزاری مسابقات ورزشی برای بالغ بر یک هزار نفر از مردم محلی نیز از دیگر اقدامات انجامشده در این راستا بوده است.
وی بیان میکند: پشت هر آموزش و هر پیام، فرصتی برای آگاهتر شدن یک خانواده، دیدهشدن یک فرد در رنج و شاید آغاز یک گفتوگوی نجاتبخش وجود دارد. گاهی یک پرسش ساده مانند «حالت واقعاً چطور است؟»، چند دقیقه شنیدن بدون قضاوت یا هدایت فرد به یک مسیر تخصصی میتواند بسیار اثرگذار باشد. این پویش نیز فرصتی را برای تبدیل آگاهی به همراهی و همراهی به امید تبدیل میکند.
در این میان نباید از نقش اطلاعرسانی و آگاهی عمومی غافل شد. ارتقای آگاهی عمومی درباره سلامت روان، آموزش روشهای مقابله با استرس، ناامیدی و افسردگی و تغییر نگرش جامعه نسبت به بیماریهای روانی، نقش کلیدی در پیشگیری دارد. کارشناسان تأکید میکنند که رسانهها باید با رویکرد پیشگیرانه، آموزش محور و مسئولانه عمل کنند و بهجای نمایش جزئیات خودکشی، به آگاهیبخشی، معرفی مراکز مشاوره و ارائه راهکارهای مقابله با بحرانهای روانی بپردازند.
اطلاعرسانی صحیح، حساسیتزدایی از تابو و ارائه راهکارهای حمایتی، میتواند نقش مهمی در کاهش وقوع خودکشی و ارتقای سلامت روان جامعه ایفا کند و در نهایت، پیشگیری از خودکشی، مسئولیتی همگانی است؛ از خانوادهها و مدارس گرفته تا رسانهها و مسئولان اجرایی. تنها با همکاری و توجه به علائم هشداردهنده و ارائه حمایتهای روانی و اجتماعی میتوان امید را به زندگی بازگرداند و از تکرار این فجایع انسانی جلوگیری کرد.
انتهای پیام/.




